بخش بزرگی از کالاهایی که هر روز در فروشگاهها، کارخانهها و بازارهای جهان میبینیم، مسیری بسیار طولانی را پشت سر گذاشتهاند. یک کالا ممکن است در شرق آسیا تولید شود، از یک بندر بزرگ حرکت کند، از یک کانال یا تنگه استراتژیک عبور کند و در نهایت پس از چند هفته به مقصد برسد.
اما اگر یکی از این مسیرهای مهم برای مدتی قابل استفاده نباشد چه اتفاقی میافتد؟
در چنین شرایطی تجارت جهانی الزاماً متوقف نمیشود، اما مسیر کالاها تغییر میکند. کشتیها ممکن است مجبور شوند مسافت بیشتری طی کنند، از بندر دیگری استفاده کنند یا حتی بخشی از مسیر را با روش حمل دیگری ادامه دهند. نتیجه این تغییر میتواند افزایش زمان تحویل، هزینه سوخت، بیمه، کرایه حمل و در نهایت قیمت تمامشده کالا باشد.
تجربه سالهای اخیر نیز نشان داده است که اختلال در مسیرهای دریایی میتواند خیلی سریع روی زنجیره تأمین جهانی اثر بگذارد. سازمان تجارت و توسعه ملل متحد (UNCTAD) پیشتر هشدار داده بود که اختلال در مسیرهایی مانند کانال سوئز و کانال پاناما باعث افزایش مسافت سفر کشتیها، هزینه حمل و فشار بر زنجیرههای تأمین میشود.

چرا چند مسیر دریایی اینقدر اهمیت دارند؟
اقیانوسها به ظاهر فضای بسیار بزرگی برای حرکت کشتیها هستند، اما کشتیهای تجاری نمیتوانند همیشه از هر نقطهای که بخواهند عبور کنند.
کانالها، تنگهها و بنادر خاص، مسیرهای دریایی را به یکدیگر متصل میکنند و باعث میشوند کشتیها بتوانند با مسافت و زمان کمتری بین مناطق مختلف جهان حرکت کنند.
برای مثال، کانال سوئز یکی از مسیرهای مهم اتصال آسیا و اروپا محسوب میشود. زمانی که کشتیها نتوانند از این مسیر استفاده کنند، یکی از گزینههای اصلی، حرکت به سمت جنوب آفریقا و عبور از دماغه امید نیک است. این مسیر طولانیتر است و میتواند مصرف سوخت، زمان سفر و هزینه عملیاتی کشتی را افزایش دهد.
در سال ۲۰۲۶ نیز شرکتهای بزرگ کشتیرانی بهتدریج برخی سرویسهای خود را از مسیر سوئز از سر گرفتهاند، اما تصمیم درباره ادامه استفاده از این مسیر همچنان به شرایط عملیاتی و امنیتی منطقه وابسته است.
اگر مسیر اصلی بسته شود، اولین گزینه چیست؟
اولین واکنش شرکتهای حملونقل معمولاً پیدا کردن یک مسیر جایگزین است.
این مسیر جایگزین ممکن است کمی طولانیتر باشد، اما اگر امکان عبور ایمن و منظم کشتیها از آن وجود داشته باشد، تجارت میتواند ادامه پیدا کند.
برای مثال، اگر مسیر کوتاهتر میان دو منطقه قابل استفاده نباشد، کشتی ممکن است مجبور شود چند هزار کیلومتر بیشتر حرکت کند. در ظاهر، کالا همچنان از مبدأ به مقصد میرسد، اما پشت این تغییر ساده، هزینههای مختلفی ایجاد میشود.
کشتی مدت بیشتری در دریا خواهد بود، سوخت بیشتری مصرف میکند، خدمه برای مدت طولانیتری در سفر خواهند بود و احتمال تغییر برنامه ورود به بنادر نیز افزایش پیدا میکند.
UNCTAD در بررسی اختلالات قبلی مسیرهای دریایی گزارش کرده بود که تغییر مسیر کشتیها به سمت دماغه امید نیک باعث افزایش مسافت سفر، مصرف سوخت، هزینههای عملیاتی و فشار بر ظرفیت بنادر شده است.
آیا کالاها همیشه با کشتی به مقصد میرسند؟
خیر. در شرایط عادی، نوع کالا، ارزش آن، فوریت ارسال و هزینه حمل تعیین میکند که چه روشی برای جابهجایی مناسب باشد.
کالاهای حجیم و سنگین معمولاً ظرفیت بیشتری برای حمل دریایی دارند، زیرا کشتی میتواند حجم بسیار بزرگی از محموله را در یک سفر جابهجا کند. اما اگر مسیر دریایی دچار اختلال شود و کالا نیز فوریت بالایی داشته باشد، ممکن است صاحبان کالا به گزینههای سریعتری مانند حمل هوایی فکر کنند.
البته تغییر روش حمل از کشتی به هواپیما معمولاً هزینه را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد. بنابراین حمل هوایی بیشتر برای کالاهایی منطقی است که سرعت تحویل در آنها اهمیت زیادی دارد یا ارزش کالا به اندازهای بالاست که هزینه بیشتر حمل قابل توجیه باشد.
به همین دلیل، در تجارت بینالمللی همچنان حمل بار دریایی برای بسیاری از محمولههای بزرگ و غیر فوری اهمیت بسیار زیادی دارد.
نقش بندرهای جایگزین چیست؟
وقتی یک مسیر دریایی دچار مشکل میشود، فقط مسیر کشتی تغییر نمیکند؛ ممکن است بندر مقصد یا بندر واسط نیز تغییر کند.
تصور کنید یک شرکت قرار بوده کالای خود را از یک بندر مشخص تحویل بگیرد. اگر آن بندر به هر دلیل با محدودیت مواجه شود، شرکت حمل ممکن است محموله را به بندر دیگری منتقل کند.
این اتفاق به ظاهر ساده میتواند زنجیره جدیدی از عملیات ایجاد کند. کالا باید از بندر جایگزین تخلیه شود، در صورت نیاز با کامیون یا قطار به مقصد منتقل شود و برنامههای انبارداری و توزیع نیز تغییر کند.
بنابراین یک اختلال در مسیر دریایی میتواند آثار خود را تا کیلومترها دورتر از محل وقوع آن نشان دهد.
چرا دبی در مسیر تجارت منطقهای اهمیت پیدا میکند؟
در خاورمیانه، برخی بنادر و مراکز لجستیکی نقش واسطه میان مناطق مختلف را بر عهده دارند. یکی از شناختهشدهترین نمونهها، دبی و شبکه بندری و لجستیکی اطراف آن است.
وقتی مسیرهای اصلی تجارت دچار تغییر میشوند، بنادر منطقهای میتوانند بهعنوان نقاط انتقال، انبارش یا توزیع مورد استفاده قرار گیرند؛ البته ظرفیت بندر، وضعیت مسیر دریایی، مقررات و شرایط عملیاتی تعیین میکند که این تغییر تا چه اندازه عملی باشد.
در سال ۲۰۲۶، گزارشهایی درباره اختلال در حملونقل دریایی خلیج فارس و افزایش هزینه و زمان برخی مسیرهای تجاری منتشر شده است. این تحولات نشان میدهد که نقش بنادر منطقهای تنها به تخلیه و بارگیری محدود نیست و اختلال در یک مسیر میتواند فشار بیشتری بر سایر بنادر وارد کند.
به همین دلیل، شرکتهایی که از مسیرهای منطقهای استفاده میکنند، ممکن است گزینههای مختلفی برای انتقال محموله در نظر بگیرند؛ از جمله حمل دریایی دبی برای بخشی از مسیرهای تجاری که امکان استفاده از این هاب منطقهای را دارند.
تغییر مسیر چگونه قیمت کالا را افزایش میدهد؟
افزایش قیمت کالا معمولاً نتیجه یک عامل واحد نیست. وقتی یک مسیر دریایی مختل میشود، چند هزینه میتوانند همزمان افزایش پیدا کنند.
اولین مورد، سوخت است. مسیر طولانیتر یعنی مصرف سوخت بیشتر.
دومین مورد، زمان است. هرچه کشتی مدت بیشتری در مسیر باشد، هزینه عملیاتی آن نیز افزایش پیدا میکند.
سومین مورد، بیمه است. در مسیرهایی که ریسک بیشتری دارند، هزینههای بیمه و پوشش ریسک میتواند افزایش پیدا کند.
چهارمین عامل، کمبود ظرفیت است. اگر تعداد زیادی از کشتیها مجبور شوند مسیر خود را تغییر دهند، ممکن است برخی بنادر با حجم بیشتری از محموله مواجه شوند و زمان انتظار افزایش پیدا کند.
در نهایت، همه این عوامل میتوانند به افزایش هزینه حمل منجر شوند؛ هرچند میزان انتقال این افزایش هزینه به قیمت نهایی کالا به بازار، قراردادها، موجودی کالا و شرایط عرضه و تقاضا نیز بستگی دارد.
استرالیا چگونه تحت تأثیر تغییر مسیرها قرار میگیرد؟
کشورهایی که از مراکز اصلی تولید و مصرف فاصله زیادی دارند، اهمیت مسیرهای دریایی را بهتر نشان میدهند.
استرالیا یکی از نمونههای جالب است. بخش قابل توجهی از تجارت خارجی این کشور از مسیرهای دریایی انجام میشود و طولانی بودن برخی مسیرها باعث میشود تغییر در مسیر کشتیها بتواند زمان حمل را بیشتر کند.
برای کالاهایی که فوریت بالایی ندارند، حمل دریایی همچنان یکی از روشهای اصلی جابهجایی محمولههای بزرگ است. به همین دلیل، برنامهریزی برای حمل بار با کشتی به استرالیا نیازمند توجه به مسیر دریایی، بندر مبدأ و مقصد، زمان ترانزیت و شرایط عملیاتی است.
در چنین مسیرهایی، حتی چند روز افزایش زمان سفر میتواند برای واردکننده یا صادرکننده اهمیت داشته باشد؛ بهخصوص اگر کالا قرار باشد در یک زمان مشخص وارد انبار یا خط تولید شود.
کانادا چطور؟
کانادا نیز نمونه دیگری از مقصدهای دوردست است که شبکه حملونقل دریایی در تجارت آن اهمیت زیادی دارد.
کشتیهای کانتینری میتوانند حجم بسیار زیادی از کالا را در یک سفر جابهجا کنند و همین ویژگی باعث شده حمل دریایی برای محمولههای بزرگ همچنان اهمیت داشته باشد.
در نتیجه، حمل بار با کشتی به کانادا نیز به مجموعهای از عوامل وابسته است؛ از مسیر دریایی و بندرهای مورد استفاده گرفته تا زمان تخلیه، تشریفات گمرکی و انتقال داخلی کالا پس از ورود به کشور.
هر تغییری در مسیرهای اصلی تجارت بینالمللی میتواند روی چنین زنجیرهای اثر بگذارد، حتی اگر خود مقصد هزاران کیلومتر با محل اختلال فاصله داشته باشد.
آیا یک مسیر جایگزین همیشه مشکل را حل میکند؟
نه لزوماً.
مسیر جایگزین فقط زمانی میتواند بخشی از مشکل را برطرف کند که ظرفیت کافی برای پذیرش کشتیها و محمولههای جدید داشته باشد.
اگر صدها کشتی بهطور همزمان به یک مسیر دیگر منتقل شوند، ممکن است بنادر موجود با ازدحام مواجه شوند. زمان انتظار برای تخلیه و بارگیری افزایش پیدا کند و حتی کشتیها مجبور شوند برای ورود به بندر منتظر بمانند.
بنابراین در شبکه حملونقل جهانی، تغییر مسیر یک کشتی با تغییر مسیر هزاران کشتی تفاوت زیادی دارد.
همین مسئله یکی از دلایلی است که اختلال در یک آبراه مهم میتواند اثراتی بسیار فراتر از همان منطقه داشته باشد.
چرا قیمت حملونقل گاهی ناگهان بالا میرود؟
بازار حملونقل دریایی به عرضه و تقاضا نیز واکنش نشان میدهد.
وقتی ظرفیت موجود برای یک مسیر کاهش پیدا کند اما تقاضا برای حمل کالا همچنان بالا باشد، فشار روی نرخهای حمل افزایش پیدا میکند. از طرف دیگر، اگر مسیر کشتیها طولانیتر شود، ظرفیت مؤثر ناوگان نیز میتواند کاهش پیدا کند؛ زیرا هر کشتی مدت بیشتری در یک سفر باقی میماند.
UNCTAD در بررسی اختلالات دریایی گذشته نیز افزایش نرخ حمل کانتینری و افزایش تقاضای مؤثر برای ظرفیت کشتیها را از پیامدهای تغییر مسیرها دانسته بود.
به زبان ساده، اگر یک کشتی به جای ۳۰ روز مجبور شود مدت بیشتری در مسیر باشد، همان کشتی برای مدت طولانیتری از چرخه حمل خارج است و نمیتواند در همان بازه زمانی سفر دیگری انجام دهد.
آیا تجارت جهانی میتواند خودش را با این شرایط تطبیق دهد؟
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که شبکه تجارت جهانی انعطافپذیری قابل توجهی دارد، اما این انعطافپذیری هزینه دارد.
شرکتها میتوانند مسیرهای جدید انتخاب کنند، بندرهای دیگری را به کار بگیرند، موجودی انبار را افزایش دهند یا در بعضی موارد از روشهای حمل سریعتر استفاده کنند.
اما هیچکدام از این گزینهها رایگان نیستند.
مسیر طولانیتر، بندر جدید، حمل زمینی اضافه، بیمه بیشتر یا استفاده از هواپیما میتواند هزینه نهایی را افزایش دهد. به همین دلیل، شرکتهای بزرگ معمولاً تلاش میکنند به جای وابستگی کامل به یک مسیر، چند گزینه جایگزین برای زنجیره تأمین خود داشته باشند.
در واقع، یکی از درسهای مهم اختلالات سالهای اخیر این بوده است که داشتن تنها یک مسیر برای تأمین کالا میتواند ریسک بزرگی ایجاد کند.
یک مسیر بستهشده چگونه به قیمت فروشگاه میرسد؟
مسیر این تأثیر را میتوان ساده تصور کرد:
اختلال در مسیر → تغییر مسیر کشتی → افزایش مسافت → افزایش سوخت و زمان → افزایش هزینه حمل → افزایش هزینه واردات → تغییر قیمت تمامشده کالا
البته این زنجیره همیشه به همین شکل و با همان شدت اتفاق نمیافتد. شرکت واردکننده ممکن است از قبل کالا در انبار داشته باشد، قرارداد حمل بلندمدت داشته باشد یا بخشی از افزایش هزینه را خودش جذب کند.
به همین دلیل، تغییر نرخ حمل دریایی لزوماً به معنای افزایش فوری و به همان میزان قیمت مصرفکننده نیست.
اما اگر اختلال طولانی شود، موجودی انبارها کاهش پیدا کند و هزینههای جدید در چند مرحله از زنجیره تأمین باقی بماند، احتمال انتقال بخشی از این فشار به قیمت نهایی بیشتر میشود.
آینده مسیرهای تجاری چه خواهد شد؟
مسیرهای تجاری جهان ثابت نیستند. تغییرات اقتصادی، توسعه بندرها، ایجاد کریدورهای جدید، شرایط آبوهوایی و تحولات سیاسی و امنیتی میتوانند در طول زمان مسیر حرکت کالاها را تغییر دهند.
حتی در شرایط فعلی نیز شرکتهای کشتیرانی در حال بررسی مجدد مسیرهای خود هستند. برای نمونه، در سپتامبر ۲۰۲۶ شرکتهای Maersk و Hapag-Lloyd از گسترش تدریجی خدمات خود از مسیر کانال سوئز خبر دادهاند؛ مسیری که در دورههای قبلی اختلال، بسیاری از شرکتها از آن فاصله گرفته بودند.
این تغییر نشان میدهد که مسیرهای تجاری میتوانند بر اساس شرایط روز دوباره تنظیم شوند. یک مسیر ممکن است مدتی پرریسک یا پرهزینه باشد و بعدها بخشی از ترافیک به آن بازگردد.
یک مسیر تجاری بسته شود، تجارت متوقف نمیشود؛ اما هزینه آن تغییر میکند
تجارت جهانی شبکهای از مسیرهای بههمپیوسته است. بسته شدن یا محدود شدن یک مسیر مهم لزوماً به معنی توقف کامل حرکت کالاها نیست، اما میتواند تمام محاسبات مربوط به زمان، هزینه و برنامهریزی را تغییر دهد.
کشتیها ممکن است مسیر طولانیتری را انتخاب کنند، کالاها ممکن است از بندر دیگری عبور کنند و در برخی موارد، برای محمولههای حساس به زمان، روش حمل نیز تغییر کند.
به همین دلیل، وقتی خبر اختلال در یک کانال، تنگه یا بندر مهم منتشر میشود، اثر آن فقط به کشتیهایی که همان لحظه در آن منطقه هستند محدود نمیماند. تغییر مسیر میتواند هزینه سوخت، بیمه، ظرفیت کشتیها، زمان تحویل و در نهایت زنجیره تأمین کالا در کشورهای مختلف را تحت تأثیر قرار دهد.
در جهانی که بخش بزرگی از کالاها هزاران کیلومتر دورتر از مصرفکننده تولید میشوند، مسیر رسیدن کالا به اندازه خود کالا اهمیت پیدا کرده است.

لادن ثنائی
دبیر گروه فرهنگ و هنر
لادن ثنائی روزنامهنگار فرهنگی، منتقد هنری و پژوهشگر حوزه هنر است که بیش از ۱۵ سال در زمینه تولید محتوای فرهنگی، نقد آثار هنری و پوشش رویدادهای هنری فعالیت کرده است. نگاه تخصصی او بیشتر بر تحلیل هنر معاصر ایران، بررسی جریانهای هنری و مطالعه ارتباط میان هنر، جامعه و فرهنگ متمرکز است.
او دارای مدرک کارشناسی ارشد پژوهش هنر از دانشگاه هنر تهران و کارشناسی نقاشی از دانشگاه الزهرا است و در دورههای تخصصی نقد هنری، زیباییشناسی و مدیریت فرهنگی نیز حضور داشته است.
ثنائی فعالیت حرفهای خود را از اواخر دهه ۸۰ با انتشار یادداشتها و نقدهای هنری در رسانههای تخصصی آغاز کرد. در ادامه، با تهیه گزارشها و تحلیلهای فرهنگی درباره نمایشگاهها، جشنوارهها و جریانهای هنری، تجربه گستردهای در حوزه روزنامهنگاری هنر به دست آورد.
او از سال ۱۳۹۶ به عنوان دبیر گروه فرهنگ و هنر مجله خبری لادن فعالیت میکند و در هدایت محتوای فرهنگی این رسانه و انتشار مطالب تحلیلی درباره هنر معاصر نقش دارد.
حوزههای تخصصی لادن ثنائی شامل نقد هنرهای تجسمی، تحلیل آثار هنری، گزارشنویسی فرهنگی، گفتوگو با هنرمندان و بررسی روندهای فرهنگی و هنری جامعه است.
در فعالیتهای حرفهای خود، او تلاش میکند آثار هنری را در بستر تاریخی و اجتماعی آنها بررسی کند و با ترکیب دانش هنرشناسی و نگاه رسانهای، تحلیلهایی دقیق و قابل فهم برای مخاطبان ارائه دهد.